Blog Entries

گفتگو از مرگ انسانیت است

02/08/10

در بیمارستان امام خمینی:
ساعت ۱۶:۵۰
در اورژانس، روی صندلی انتظار.
مرد ۵۰-۶۰ ساله‌ای روی تخت گوشه‌ی سالن، بیرون از بخش، در فاصلهی ۵-۶ متری من:
-آقا، آقا، آقا، آقا، یکی منو از اینجا ببره
-آقا، آقا، آقا، آقا، سردمه
-آقا، آقا، آقا، آقا، ...
+(یکی از همراه‌ها): من نمی‌تونم باید خودشون ببرنت.
-آقا، یکی منو از این یخچال ببره، دارم یخ می‌زنم
...
-(۱۷:۰۰) آقا، آقا، آقا،
-یکی منو ببره پیشه پرستارا
+(یکی دیگر از همراهان) الان پرستار صدا می‌کنم.
(هیچ اتفاقی نمی‌افتد)
-(۱۷:۲۰) خانوم سوند من پر شده، پرستار صدا کنین.
(بدون هیچ خبری)
-(۱۷:۲۵) (به یکی از همراهان) کتکم میزنن، همه جام ورم کرده، همه جام درد می‌کنه.
(۱۷:۳۵) پرستار تخت بیمار را به گوشه‌ای دیگر میبرد.
(من وارد بخش می‌شوم)
(حدوداً ۱۹:۰۰)
+(پرستار) همراه نداری؟
-(همان بیمار) نه.
+راه رفتن بلدی؟
-نمی‌تونم راه برم، پاهام درد می‌کنه.
+صبح مرخض شدی، پاشو برو.
-من می‌خوام برم بخش.
+(رو به یکی از پرستاران) تختش رو بزارین جلو در بره.
*(پرستار۲) یخ می‌زنه.
(هر ۲ از صحنه دور می‌شوند و من دوباره وارد بخش می‌شوم)

------------

گفتند او معتاد بود. مگر انسان نبود؟
درد من درد سبز یا قرمز و قهوه‌ای بودن نیست، آدمیت مرده است.

No feedback yet

Leave a comment


Your email address will not be revealed on this site.

Your URL will be displayed.

Allowed XHTML tags: <p, ul, ol, li, dl, dt, dd, address, blockquote, ins, del, span, bdo, br, em, strong, dfn, code, samp, kdb, var, cite, abbr, acronym, q, sub, sup, tt, i, b, big, small>
(Line breaks become <br />)
(Name, email & website)
(Allow users to contact you through a message form (your email will not be revealed.)